0000000 0000000
00000000000000 0000000000000
000000000000000000 000000000000000000
000000000000000000000000000000_______00000
0000000000000000000000000000000_________0000
0000000000000000000000000000000000________0000
0000000000000000000000000000000000000_____0000
0000000000000000000000000000000000000000___00000
00000000000000000000000000000000000000000_000000
000000000000000000000000000000000000000000000000
000000000000000000000000000000000000000000000000
0000000000000000000000000000000000000000000000
00000000000000000000000000000000000000000000
0000000000000000000000000000000000000000
000000000000000000000000000000000000
000000000000000000000000000000
000000000000000000000000
00000000000000000000
000000000000000
0000000000
000000
0000
00
نوشته شده توسط علی ((‹‹ يك پسر تنها ››)) در یکشنبه 1386/05/28 ساعت 2:27 موضوع قلب عاشق | لینک ثابت
« دلم تنگ است »
دلم تنگ است براي ديدن تو
براي گفتن و خنديدن تو
هميشه خواهمت در خنده باشي
خوشم آيد از اين خنديدن تو
-------------------------------------------------------
« چشمهاي تو »
چرا نمي كشد مرا خداي چشمهاي تو
ميان آب و آتشم براي چشمهاي تو
قسم به ساخت غزل دقيقه اي هزار بار
دلم عجيب مي كند هواي چشمهاي تو
چقدر با ستاره ها به لحن آب و آينه
شبانه حرف مي زنم به جاي چشمهاي تو
از آن شبي كه تو را ديدم همان يكي دو قرن پيش
نشسته ام كنار دل با پاي چشمهاي تو
سكوت گاه گاه تو مرا شكنجه مي دهد
خدا كند كه بشنوم صداي چشمهاي تو
«اگرچه شرم ميكنم بگويمت كه شاعرم
ولي تمام اين غزل فداي چشمهاي تو»
نوشته شده توسط علی ((‹‹ يك پسر تنها ››)) در یکشنبه 1386/05/28 ساعت 1:57 موضوع | لینک ثابت
« با تو »
با تو يارا مي توان پروانه شد
در كنار پونه ها مي توان منزل گرفت
گرد و خاك كينه ديرينه را
با تو مي توان آري از دل گرفت
با تو يارا مي توان در دشت عشق
با شقايق ها دمي همراز شد
با تو يارا مي توان آن سوي درد
با پرستوها كمي دمساز شد
با تو يارا مي توان دمساز شد
با تو يارا مي توان دمساز شد
با تو يارا مي توان يك ابر شد
چشمه خشكيده را پر آب كرد
با تو يارا مي توان در پنجره
يك بهار از غنچه را تاب كرد
---------------------------------------------------------
« امشب »
عزيزنم امشب از هر شب ديگر به تو مي ا نديشم .
هنگامي كه تو را به ياد مي آورم قلبم به طپش مي افتد .
طپش قلبم وقتي به حالت عادي خود بر ميگردد كه تو را از نزديك ببينم .
با اينكه هرروز تو را مي بينم اما انگار تو در كنارم نيستي و ا درونم آگاه نيستي .
انگار چند سال از تو دورم و هر روز براي ديدن تو روز شماري مي كنم كه شايد صبح شود و تو را ببينم ....
اما.... من از عاقبت اين دوستي و علاقه ميترسم ، نمي دانم علت اين ترس چيست ؟
اما نمي توانم يك لحظه از آن غافل شوم .
وقتي به چشمانت نگاه مي كنم احساس مي كنم چشمانت با من حرف مي زند و راز دروتن را برايم بازگو مي كند .
اما گفته هاي چشم هايت برايم نا مفهوم است و هيچ كدام را درك نميكنم شايد .....
-------------------------------------------------------------
« امشب »
امشب در انتظار آمدنت چشم بستم
دوست من !
اين جاده فقط تا فردا مي رود . بعد از فردا چه كنم ؟
بمانم يا بروم ؟
---------------------------------------------------------------
من زلف توام جانا درعين پريشاني
چون باد سحرگاهي در اين بي سرو ساماني
من خاكم و من گردم ، من اشكم و مي گريم
تو مهري و تو نوري ، تو عشقي و تو جاني
نوشته شده توسط علی ((‹‹ يك پسر تنها ››)) در یکشنبه 1386/05/28 ساعت 1:52 موضوع | لینک ثابت
آخرين قطره هاي خون پسر تنها
درباره وبلاگ

نام من : علي
آيدي من:
kaktoos_star_2004
ايميل من :
kaktoos_star_2004@yahoo.com
من همیشه تو را می ستودم.
من همیشه بهار را در چشمان تو می دیدم.
من همیشه از دوریت رنج می بردم.
من همیشه در کنارت دنیا را زیبا می دیدم.
من همیشه محو تماشای نگاهت بودم.
من همیشه مشتاق شنیدن صدایت بودم.
من همیشه همه جا فقط تو را می دیدم.
من همیشه در التهاب دیدارت می سوختم.
من همیشه برایت بهترین ترانه ها را می سرودم.
افسوس که تو با همه اینهابیگانه شدی .....
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
عكسهاي متحرك
سخنان بزرگان
تولدت مبارك
من تنهام
عكس عاشقانه
یادداشتهای یک دوست
مطلب عاشقانه
بدون شرح
هنوز هم دوسش داری
ای بزرگترین آرزوی من ...
درد دل یک پسر تنها
حرف دل من [دكلمه]
« دلم تنگ است »
قلب عاشق
دوستان پسر تنها
پیوندهای روزانه
درد دلهاي قبلي پسر تنها
طراح قالب
POWERED BY
|
فالنامه
|
|
|